قدرت عشق

 

داشتم می رفتم سفر و از همسرم خواستم که مثل همیشه بعد از دعاش به عنوان نگاهبان من پیشونیم رو ببوسه.

و بعد سوار قطار شدم.

...

وقتی قطار به  ته دره سقوط کرد.

همه مردند و من هم مردم.

از بالا تلاش دکترها رو می دیدم.

بعد از 2 ساعت دکترها گفتند بی فایده ست و رفتند.

و من یاد بوسه همسرم افتادم. و در همین لحظه از بالا دیدم که نوری از پیشانی من بیرون امد و به قلبم فرو رفت.

 2 دقیقه بعد صدای فریاد پرستاری که بالا سرم بود رو شنیدم که دکترها رو صدا می کرد، اما صدای فرشته مرگ که کنار پرستار بود بیشتر بود که با نگاه نافذش رو به من گفت: خوب از دستم در رفتی ها.

شانس آوردی که قدرت من از قدرت عشق کمتره.

/ 26 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن

سلام ممنونم که به وب من سر زدید شما هم وب بسیار زیبایی داری من با تبادل لینگ موتفقم مرا با نام یاس تنها لینگ کنید وبعد بیایید وبه من بگویید با چه نامی شما را بلینگم بنویس با خط الماس رو تن نازک شیشه/که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه (یاســــــــــــــــــــمن)

palmari

واي خدا چه عشقي . نازي

بهار

سلام خیلی عالی بود خوشحال می شم باهم تبادل لینک کنیم من راباعنوان علمی پزشکی لینک کن وعنوانت رابفرست تالینکت کنم[قهقهه][گاوچران]

arash

خدا نصیب مام کنه[من نبودم]

میثم

سلام وب خوبی داری

shaghayegh

مطلبت زیبا بود.اگه اشکالی نداشته باشه من او رو در وبلاگ خودم قرار دادم. حتما به وبلاگ من هم سری بزن.[گل][گل][گل]

shaghayegh

مطلبت زیبا بود.اگه اشکالی نداشته باشه من او رو در وبلاگ خودم قرار دادم. حتما به وبلاگ من هم سری بزن.[گل][گل][گل]

رویا

متنات خیلی دل نشینه........

ساسا

واقعا قدرت عشق زیاده ولی ععشق یعنی نرسیدن

ساسا

واقعا قدرت عشق زیاده ولی عشق یعنی نرسیدن [دلشکسته]